عكس از زينب ساريخواني
عبور بايد كرد.

صداي باد مي آيد،عبور بايد كرد.
و من مسافرم، اي بادهاي همواره!
مرا به وسعت تشكيل برگ ها ببريد.
مرا به كودكي شور آب ها برسانيد.
و كفش هاي مرا تا تكامل تن انگور
پر از تحرك زيبايي خضوع كنيد.
دقيقه هاي مرا تا كبوتران مكرر
در آسمان سپيد غريزه اوج دهيد.
و اتفاق وجود مرا كنار درخت
بدل كنيد به يك ارتباط گمشده پاك.
و در تنفس تنهايي
دريچه هاي شعور مرا بهم بزنيد.
روان كنيدم دنبال بادبادك آن روز
مرا به خلوت ابعاد زندگي ببريد.
حضور « هيچ » ملايم را
به من نشان بدهيد
منبع فليكر

پست‌های معروف از این وبلاگ

دو ظرف نقره ای ساسانی در موزه آرمیتاژ

شعری قدیمی از یک مرودشتی به لهجه کازرونی

داستان عاشقانه اردشیرساسانی و گلنار به نقل ازشاهنامه فردوسی